صفحه اصلي | بازیافت لاستیک | بازیافت کاغذ | بازیافت پت و پلاستیک | بازیافت قطعات الکترونیک | کمپوست و زباله های تر | فرهنگ بازیافت | خريد و فروش مواد بازيافتي | بازیافت فلزات | محصولات آموزشی بازیافت | بازيافت خودرو | اخبار بازیافت | محیط زیست | انرژی های نو | اخبار محیط زیست | طرح بازيافت
87/03/04

رشد شهرنشيني در ايران و هر كشور ديگري بالطبع با تبعات ناخوشايندي همراه است كه از جمله مي توان به افزايش توليد زباله اشاره كرد. اين افزايش برخلاف آنچه تصور مي شود از چنان اهميتي براي محيط زيست و نظام هاي شهري برخوردار است كه مطابق اعلام دفتر عمران سازمان ملل يكي از سه چالش و دغدغه اصلي مديران شهري در چهار دهه گذشته بوده است. اين موضوع در ايران نيز همواره مورد توجه بوده و دور نشده ايم از زماني كه به دليل حساسيت بالا، جمع آوري زباله هاي شهرها در زمره اولويت هاي شهرداران بوده است. اما همين حساسيت بالادر كاركردي مثبت باعث افزايش تلاش در راستاي حل معضل بود كه در اواخر دهه 70 ميلادي به موضوع بازيافت رسيد. اصلي كه اگرچه در ابتدا بيشتر يك محور تجملي در شهرهاي توسعه يافته به شمار مي آمد در گذر زمان به اصلي غيرقابل انكار و ضروري تبديل شد. در تهران نيز مقوله بازيافت چندي است كه جدي تر از قبل دنبال مي شود. از همين رو با فرهاد پورسخا مديرعامل سازمان بازيافت شهرداري به گفت وگو نشستيم تا از نهادينه شدن فرهنگ تفكيك زباله درميان شهروندان باخبر شويم.
    
    
    
    -بازيافت با يك شعار اساسي آغاز مي شود مبني بر اينكه «اجازه ندهيد زباله هايتان به مواد زائد تبديل شود». براي تحقق اين امر چه بايد كرد و چگونه مي توان حجم زباله را كاهش داد؟
    
    اول از همه شما نياز به يك حمايت همه جانبه عمومي داريد. شهروندان را به هر شكل كه مي دانيد با خود همراه كنيد. ولي بايد متوجه باشيد كه اين حمايت فراز و نشيب دارد. دوم اينكه بدانيد برنامه شما دائم در حال تغيير است. به دليل حمايت مردم يا بازار براي مواد و فناوري كه استفاده مي كنيد، بايد آماده تغيير دائمي باشيد. سوم اينكه هر برنامه يي كه داريد و به هر ميزان هم كه متكي به كمك بخش خصوصي هستيد، در نظر داشته باشيد كه حكومت هاي محلي با كنترل تامين سرويس هاي اهدايي و پياده كردن سياست هاي اساسي و استراتژي قيمت گذاري مشاركت جمعي را در دست خود دارند. منظورم سياست هايي است مانند تناوب و بسامد جمع آوري، محموله هاي سرپوشيده، دستورالعمل براي زباله جمع كن ها كه خدمات بازيافتي ها را نيز عرضه دهند و رهنمود هايي براي تعيين شارژ جمع آوري زباله به نحوي كه موجب تشويق برنامه بازيافتي شود.
    
    -آيا واقعاً مي توان زباله را باارزش دانست يا اين توصيف اغراقي است از جنس ايراني؟
    
    در كلانشهر تهران روزانه 7 هزار و 500 تن زباله توليد مي شود. 70درصد زباله هاي جمع آوري شده تر و23 درصد زباله ها ارزشمند و بقيه نيز زباله هايي هستند كه بايد امحا شوند. زباله خانگي بيشترين سهم تركيب زباله را در اين بين به خود اختصاص مي دهد و در مجموع فقط 10 درصد زباله هاي توليد شده ما دورريختني و غيرقابل استفاده است. بنابراين از زباله مي توان هم براي توليد انرژي بهره گرفت و هم به لحاظ موادي كه كاربردي و مورد نياز صنعت است. از لحاظ علمي كه به اين قضيه نگاه كنيم، اين معنا را مي دهد كه موادي داريم كه صرفاً دورريز محسوب نمي شوند و حتي مي توانند مورد استفاده دوباره قرار گيرند. از طرف ديگر هزينه هاي پنهان داريم كه عموماً در محاسباتمان در نظر گرفته نمي شود: مثل هزينه هايي كه در آينده در اثر دفع زباله بر ما تحميل مي شود يا هزينه هايي كه بايد صرف پاكسازي محيط زيست شود.
    
    -مديران شهرداري تا به امروز به ندرت به مديريت و جمع آوري مواد خام و از اين قبيل فعاليت ها توجه كرده و بيشتر بر فعاليت هاي پس از توليد زباله متمركز بوده اند. آيا اين باعث سردرگمي آنان نمي شود كه چگونه مقوله يي به نام بازيافت را اداره كنند كه از نزديك با صنعت در هم تنيده است؟
    
    در كشورهاي توسعه يافته در اين زمينه اقدامات اساسي انجام مي دهند كه مهمترين آن كاهش زباله در مبدا است. سپس به فكر كاهش زباله هايي مي افتند كه بايد دفع شوند و قابل بازيافت نيستند.
    
    -عموماً در بحث كاهش زباله در مبدا، پارامترهايي نظير فرهنگ مصرف، فرهنگ توليد، شيوه بسته بندي محصولات و... موثرند. حال آن كه ما در اين زمينه ضعف هاي جدي داريم كه به نوعي كار را غيرممكن مي كند از جمله نبود قانون در زمينه توليد و بعد ضعف هاي فرهنگي؟
    
    در بسياري از مناطق ديده ام كه مردم آماده همكاري هستند و مي خواهند بخشي از راه حل باشند. آنها مي خواهند مشاركت كنند، ليكن ابتدا مي خواهند بيشتر ياد بگيرند. آموزش بسيار زيادي مورد نياز است. ايالت كاليفرنيا يك برنامه آموزشي بسيار جالب دارد به نام «بستن حلقه». اين برنامه يي است جامع و فراگير در مورد فضولات و زباله كه از كودكستان شروع و به كلاس 12 ختم مي شود: اين برنامه به زبان اسپانيولي هم تهيه شده و در دسترس است. فكر مي كنم كشور
    
    ال سالوادور رسماً آن را پذيرفته و به عنوان بخشي از آموزش ملي محيط زيست خود آن را در برنامه آموزشي خود گنجانده است. به علاوه، لااقل سه ايالت از ايالات آرژانتين آن را پذيرفته اند و دولت شيلي هم درصدد انجام همين كار است. براي اين كار شما نياز به آموزگار مخصوص داريد. لازم است مقامات محلي و دولت هاي ملي نيز درگير اين كار شوند و عاقبت بايد كار و كسب و صنعت را هم وارد كار كرد و بالاخره بايد راه هايي براي كسب پول و اعتبار پيدا كنيم تا بتوان اين كارها را عملاً به انجام رساند.
    
    -ولي موفقيت اين كار به فرهنگ سازي و آموزش هاي ارائه شده به مردم بستگي دارد. در ايران، بعضي مواقع بازيافت تا حدود 40 يا 50 درصد جواب داده است ولي حفظ اين ميزان يا دستيابي به درصدهاي بالاتر به سادگي امكان پذير نيست و نياز به يك برنامه ريزي درازمدت دارد.
    
    متاسفانه ما تقريباً در تمام شهرهاي كشور با معضل زباله روبه رو هستيم. بيشتر مشكل هم مربوط به اين است كه زباله ها در مبدا تفكيك نمي شوند و به صورت مخلوط جمع آوري و در زمين دفن مي شوند البته به صورت غيربهداشتي. اين را هم بگويم دفن زباله در زمين به خودي خود، مقوله وحشتناك و بدي نيست و يكي از روش هاي كم هزينه و موثر مديريت زباله است. در امريكا نيز هنوز بيش از 50 درصد زباله ها دفن مي شوند ولي اين دفن بايد براساس اصول بهداشتي و مهندسي صورت بگيرد تا كمترين اثر را بر محيط زيست داشته باشد اما متاسفانه تاكنون در اكثر شهرهاي كشورمان تلنبار زباله داشته ايم به جاي دفن بهداشتي آن.
    
    -با اين شرايط استراتژي شما با چه اقداماتي تعريف شده است؟
    
    45 سال است كه زباله به صورت سنتي دفن مي شود بنابراين مهم ترين كار، توقف دفن سنتي زباله است كه اميدواريم تا پايان سال به طور كامل متوقف شود. كلنگ كارخانه 2 هزار تني كه از پيشرفته ترين سيستم و تكنولوژي روز برخوردار است، در زميني بالغ بر 10 هكتار به زودي زده خواهد شد. بيش از 80 ميليارد تومان براي احداث اين كارخانه توسط بخش خصوصي سرمايه گذاري شده است. براي بازيافت 3 هزار تن زباله 12 خط 250 تني در حال راه اندازي است. در حال حاضر براي توليد كمپوست 6 ماه زمان لازم داريم كه اين فاصله زماني سبب بروز مشكلات زيست محيطي مي شود كه با ساخت سايت تخمير 22 هكتاري اين زمان به دو ماه كاهش مي يابد. نخستين سلول دفع زباله بهداشتي كه قابليت دفن 600هزار تن زباله را در روز دارد، در دست احداث است كه تا نيمه سال به پايان مي رسد.
    
    -كاركرد اين سلول چگونه است؟
    
    در اين سلول سيستم مدار بسته دفع شيرابه هاي توليد شده از زباله ها تعبيه شده است. اين سيستم تمام شيرابه هاي موجود را از زيرزمين مكيده و در مخازن استاندارد دفع مي كند. ايجاد سيستم هاي استحصال گاز متان از ديگر ويژگي هاي سلول بهداشتي دفن زباله است و مخازن ويژه اشتعال گاز متان در اين سلول بهداشتي ايجاد شده تا تمام فرآيندهاي مربوط به دفن زباله در اين مكان انجام شود. اين سلول به شكل كاملاً ايمن و با مواد پليمري ايزوله شده و كمترين آلودگي و تبعات بهداشتي دفع زباله را براي شهر به همراه دارد.
    
    -خوب يا بد كمي با احتياط با اظهارات شما برخورد مي كنم.
    
    احتياط كه خوب است اما چرا؟
    
    -البته منظورم احتياط منفي است. شايد «دير باوركردن» كلمه مناسب تري باشد. دليلش هم اظهاراتي است كه در چند سال اخير مدام از موفقيت هاي بازيافت اعلام شده اما عملاً اتفاقي رخ نداده است. به عنوان مثال با گذشت بيشتر از سه سال از زماني كه اعلام شده كل زباله ها بازيافت مي شوند، شما ابراز اميدواري مي كنيد كه بتوانيد يك سال بعد 90 درصد زباله ها را بازيافت كنيد؟ ما به عقب برگشته ايم؟
    
    متاسفانه يكي از مشكلات فعلي ما هم همين اظهارات است كه باعث شده تصوير چندان مناسبي از فعاليت هاي ما در بيرون ارائه نشود. به همين دليل هم تصميم گرفتيم ديگر قبل از رسيدن كارها به نقطه بدون بازگشت هيچ كس هيچ اظهار نظري نكند.
    
    -يعني مواردي كه الان گفتيد در اين شرايط قرار دارند؟
    
    بله. مثلاً در زمينه تفكيك از مبدا اعلام رسمي ما پس از اجراي حدود 40 درصد طرح بود يا در زمينه سلول بهداشتي همين الان مي توانيد شاهد انجام عمليات عمراني آن باشيد. به عبارتي ساده تر تصميم جديد سازمان بازيافت مبتني بر آغاز عمليات اجرايي هر كار پيش از اعلام عمومي آن است. معتقديم اگر در بخش بازيافت درست عمل كنيم ديگر در زمينه دفع با مشكلي روبه رو نخواهيم بود.
    
    -چرا پروژه هاي تفكيك زباله از مبدا در كشور ما موفق نبوده اند؟
    
    عوامل زيادي بر عدم موفقيت تفكيك از مبدا موثرند كه اولين دليل آن نبود آموزش صحيح، اطلاع رساني و آگاهي عمومي است. اينها فاكتورهاي بسيار مهمي است اما يكي از فاكتورهاي بسيار تاثيرگذار اعتماد مردم و خانواده ها به سيستم متولي اين كار است. در مناطق مختلف تهران كار تفكيك زباله از مبدا شروع شد و گروه هاي مردمي و «NGO»ها وارد بحث آموزش شدند و يكسري از تجهيزات اوليه را در اختيار خانواده ها قرار دادند ولي اين طرح موفق نبود. به دليل اينكه برنامه منسجمي وجود نداشت يعني حركتي صورت مي گيرد و تا مدتي ادامه پيدا مي كند و بعد رها مي شود. من فكر مي كنم به دليل عدم انسجام اين برنامه، اعتماد از خانواده ها سلب مي شود. بسياري از خانواده ها نمي دانند تفكيك زباله چه فايده يي دارد.
    
    -شايد بشود گفت شهروندان نقش اصلي را در اين زمينه دارند؟
    
    آنها هم هنگامي مي توانند نقش خود را به درستي ايفا كنند كه آموزش هاي لازم را ديده باشند. به نظر مي رسد جداي از بحث مديريت زباله، هنوز ديدگاه حفظ محيط زيست در كشور به نحو شايسته نهادينه نشده است. اين موضوع را مي توان در كتاب هاي درسي نيز پيگيري كرد. در كشورهاي پيشرفته موضوع حفظ محيط زيست در مدارس آموزش داده مي شود. ولي در ايران هنوز به اهميت حفظ محيط زيست پي برده نشده است. در كشورهايي كه در حفظ محيط زيست پيشرو تلقي مي شوند، قوانين، مقررات و جريمه هايي در جامعه اجرا مي شود كه همه ملزم به حفظ محيط زيست مي شوند و كم كم به اين موضوع عادت مي كنند. مثل بستن كمربند ايمني كه تقريباً الان همه در كشور از آن استفاده مي كنند. اما ابتدا از يكسري آموزش هاي جسته گريخته آغاز شد و بعد با يك الزام قانوني پيگيري شد و اكنون به يك عادت تبديل شده است. حفظ محيط زيست هم بايد چنين مسيري را طي كند ولي اين موضوع خيلي پيچيده تر است و بايد آموزش ها به صورت منسجم، مداوم و پيوسته باشد.
منبع : روزنامه اعتماد

صفحه اصلي را ببينيدصفحه فروش CD را ببينيدطرح توجيهي بازيافت